-
تاریخ: 1401/11/1 ساعت: 15:50
التماس هایم را بنگرببین که چکونه در حسرت نگاه عاشقانه ی تو تار و پود وجودم را از هم می گشایمو در انتظار کلامی عاشقانه از توخود را به کمتر از آنچه هستم بدل میکنم!تا تو مرا تلفظ کنیو نگاه مهربانت را ارزانی جسم خسته ام نمایی!Adblock test (Why?)
پاییز گذتش
-
تاریخ: 1397/12/16 ساعت: 16:42
پاییز گذشت، اما مگر میشود پرسه های با تو در کوچه های خلوت پاییز را از یاد برد؟ پاییز گذشت، اما مگر میشود دلتنگی مداوم برگ های افتاده به روی رد پای تو را حس نکرد؟ آخر مگر میشود؟ پاییز گذشت، اما هرگز حس
پاییز
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 14:45
پاییز در دستان توست... و برگهای درختان چون تکه های قلب این فصل به زیر پاهای تو... قد میزنی و از صدای خش خش برگها، ملودی گوش نوازی میسازی به زیبایی چشمهایت... تنها میروی و عطر تو سالها در کوچه پس کوچه های این فصل استشمام میشود... میدانی، گاهی فکر میکنم من خود پاییزم... + نوشته شده در هفدهم آبان ۱۳۹۵س...
یلدا....
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 14:45
یلدا آمد...می خواهم در بلند ترین شب سال، تمام خاطره هایی که با تو نداشتم را مرور کنم می خواهم تمام لحظه هایی را که دستانم را نگرفته بودی با خود دوره کنم، تمام وقتهایی را که من بودم و جای خالی تو.... من بودم و حس سنگین نبودن تو.... من بودم و تو نبودی و نبودی و نبودی...راست میگویی، منطقی در کار نیست.....
سجده....
-
تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 4:26
سالهاست که نبودن هایت را به سجده گذراندم!سجده گاهم تنها، خاطرات تو بود و قبله ی دلم، چینی ترک خورده ای که سراسر وجودش بندهایی بود که با اشکهای شبانه ام زده بودم....!!!اما تو!این سالها بی خبر از دل و احوال من بودی...!!!شکایتی نیست! خرده به تو و دلت نمیگیرم، اما چقدر درهم شکستن من برایت آسان بود! به ل...
انتظار...
-
تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 4:26
هنوز در بیکرانه های ذهنم، نقش نام توست که از مقابل جملات در هم شکسته اشعارم دزدانه، و بی آنکه کسی بفهمد، حتی خودت، فرار میکند... و من، پی در پی، کلمات را شکسته و پیوسته در کنار هم به انتظارت مرور میکنم.... به امید اینکه شاید فصل بازگشت تو فرا رسیده باشد...
محتاج....
-
تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 4:26
در این هیاهو و آشفته بازار، دوباره دلم، یکهو، بی هوا، هوای تو را کرده است....نمیدانم با کدامین قلم میتوانم نا گفته هایم را بر سنگ سنگین دلت حک کنم....من گرفتار شدهام در طوفانی از ناکامی ها و تو بر کشتی آرامشت، در انتهای اقیانوس حسرت من چرخ میزنی! پ ن: امروز که محتاج توام، جای تو خالیست،فردا که می آی...
سکوت سرد...
-
تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 4:25
ناگفته های سالهایم را، همه را، یکی یکی... به اندوه نگاهی از پستوی دلم بر زبانم جاری ساختم...! اما دیگر سکوت کرده ام و هیچ نمی گویم... دیگر سخنی از ترنم قطرات خاطرات تو بر گونه های سرد و یخ زده ام چیزی نه میگویم و نه مینویسم... غم باران را بر دلم میخکوب میکنم و آسمان را در تنگنای نگاهم شرمنده میسازم....
اندوه...
-
تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 4:25
برف سفید میبارد، بر اندوه سیاه این دل و جاده ای که ای کاش آخرش خانه تو بود ....پ.ن : فقط سکوت...
خوب یا بد...
-
تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 4:25
خوب یا بد... گفتم.... هر آنچه را که گفتنی بود....